شیوه معماری پارسی

شیوه معماری پارسی

همچنین بخوانید:
شیوه معماری پارسی Memarlik.ir

شیوه معماری پارسی

شیوه معماری پارسی نخستین شیوه معماری ایران است که روزگار هخامنشیان تا حمله اسکندر به ایران را دربرمی گیرد. در این معماری، بیشتر از آن که بتوانیم به یک سبک خاص اشاره کنیم می توانیم توانایی و هنر ایرانی را درتقلید درست و هماهنگی میان سبک های مختلف ارزیابی نماییم .

در این معماری، بیشتر از آنکه بتوانیم به یک سبک خاص اشاره کنیم می توانیم توانایی و هنر ایرانی را در تقلید درست و هماهنگی میان سبک های مختلف ارزیابی نماییم .

در حقیقت بنیاد شیوه پارسی از همان ساختمان های ساده که در سرزمین های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاهابوده برگرفته شده است اما پدیده تازه ای که با گسترش فرمانروایی پارس ها روی می دهد، همکاری هنرمندان مختلف از سرزمین های گوناگون است. علاوه بر نمونه هایی که به عنوان معماری پارسی ذکر شد می توان به الگوی چهار باغ اشاره کرد که یکی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی است که در پاسارگاد پا به منصه ظهورگذاشت و ادامه یافت.

ویژکی های معماری پارسی

  1. استفاده از سنگ بریده ، منظم و پاکتراش و گاه صیقلی و تهیه بهترین مصالح ازلحاظ مرغوبیت رنگ و دوام از هرجا که مسیر بوده است .
  2. آماده کردن پی از سنگ ریزه
  3. نهادن ستون ها در حداکثر فاصله ممکن و تا ارتفاع بسیار چشم گیر و آرایش سرستون ها با جزئیاتی که برای بردن بارسقف چوبی کاملا متناسب و منطقی باشد
  4. پوشش با شاه تیر، تیرچه چوبی تخت بریده و درودگری شده .
  5. آرایش دیوارهای اطراف پلکان های کوتاه با نقش های برجسته و کنگره های زیبا و متناسب
  6. ساختن دیوارهای جدا کننده با خشت خام و آرایش داخلی و خارجی آن با رنگ کاشی لعابدار .
  7. پرداختن فرش کف با بهترین مصالحی که در آن روزگار بوده است .
  8. تعبیه سایبان و آفتابگیرمنطقی و ضروری برای ساختمان ها

نیارش در معماری پارسی

در معماری پارسی آسمانه تخت با تیر و ستون اجزا اصلی ساختمان بوده است. از چوب بسادگی می شد برای پوشش دهانه هایی از ۵/۲تا۵/۳گز بهره گیری کرد. ولی در معماری تخت جمشید دهانه میان دو ستون را تا حدود ۶ گز ۴۰/۶ متر رسانده اند و این بزرگ ترین دهانه چوب پوش در جهان آنروز بود . چنین چوبی در خور این دهانه در ایران یافت نمی شد از این رو آنها چوبهای درخت کنار را از جبل عامل لبنان از راه شوش به تخت جمشیدرسانده اند و آنرا به کاربرده اند . نیز پارسیان اتاق هایی می ساختند که دو ستون در میان آن بوده و دو تیر چوبی رابر روی هم با کنف می بستند و روی ستونها می گذاشتند . بدین گونه به توانایی باربری تیر می افزودند . در تخت جمشید تالار هدیش خشایار شا را با بیست ستون ساخته اند که فاصله زیر سری آنها نزدیک به سه گز و دهانه میان دو ستون چهار گز می باشد.

درمعماری پارسی نو آوری های شگفتی در ساخت آسمانه تخت بکار برده می شد . برای نمونه در تیر ریزی آسمانه برای اینکه تیرچه ها در دو دهانه کنار هم سنگینی باررا برروی یک تیرباربر نگذارند راستای چیدن آنها را تغییر می دادند. بدین گونه سر هر تیرچه بالشتکی به پهنای یک تیر باربر پیدا می کرد و این برای گسترش بار تیرچه بهتربود.

بنیاد شیوه معماری پارسی از همان ساختمانهای ساده که در سرزمینهای غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است . اما پدیده تازه ایی که با گسترش فرمانروایی پارسها روی می دهد همکاری هنرمندان مختلف ازسرزمینهای گوناگون در کار ساختمان سازی است . روشن است که کشوری به بزرگی ایران دوره هخامنشی با ملت های گوناگون مختلفی که زیر سلطه داشته این کار را می بایست انجام دهد . داریوش اول یکی از پادشاهان این دودمان در کتیبه ای بازمانده در شوش این نکته را چنین می آورد : ” این کاخ را من در شوش ساخته ام آرایه های آن از راههای دور آورده شد . زمین آن تا جایی کنده شد که به سنگ رسید . هنگامی کندن زمین که گودی آن در برخی جاها چهل ارش و در جاهای دیگر بیست ارش بود به پایان رسید پی ریزی شد و کاخ روی آن ساخته شد . آجرها به دست بابلی ها قالب گیری و در آفتاب خشک شد تیر های چوب چوب درخت سدر از کوهی به نام لبنان آورده شد و مردم آشور آنها را به بابل آوردند و از بابل یونانیها و کاریه (کرخه) آنها را به شوش آوردند . چوبهای در و پنجره ها از قندهار یا کرمان آورده شده اند . زر از سارد و باکتریا (بلخ ) وارد و در اینجا ساخته شد . سنگ نفیس لاجورد و عقیق از سغدیان وارد و اینجا ساخته شد . نقره و چوب آبنوس از مصر وارد شد . زینت دیوارها از یونان عاج از حبشه و آراکونیا وارد و اینجا ساخته شد . ستونهای چوبی ازدهکده ای بنام آبی رادو در ایلام وارد واینجا ساخته شدند .سنگ تراشان یونانی ها وساردی ها بودند. زرگرهایی که طلاها را ساخته اند مادی ها و مصری ها بودند . مردانی که آجرها راساختند بابلی ها بودند و آنهایی که دیوارها راآراستند مادی ها و مصریان بودند. ”

آنچه مهم است گردهم آمدن هنرمندان مختلف وپدیدآوردن شیوه ای متناسب و ایرانی است که درآن

عناصرگوناگون بصورت منطقی در کنار هم قرار می گیرند و این هنر است . البته این کار تنها در تخت جمشید انجام نشده است در شوش نیز به همین گونه همچون ساختمان های تپه نوشیجان ساختمانی را ساخته اند گرچه بدلیل گرمای زیاد محل آن را با طبیعت اطراف وفق داده اند.

با وجودی که اوزیر(ساختار) ساختمانهای این روزگار از سنگ بوده است اما از دیوار خشتی نیز برای پنام (عایق) بهره گیری شده تاجایی که درشوش دیوارخشتی به ستبرای پنج گز ۳۳/۵متر و تنها به صورت اسپر ساخته شده است. در تخت جمشید و پاسارگاد نیز از همین پنامها بهره گیری شده است . همین روش در ساخت تیر پوشهای تخت جمشید و دیگر بنا ها نیز انجام شده است . درست است که الگو از دیگر جاها گرفته شده است اما دهانه ها را تا ده متر پهنا  از محور تا محور ستونها  رسانده اند و این شیوه ساخت برای اولین بار در معماری جهان آن روز رخ می دهد

آرایه

در شیوه پارسی آرایه هایی به کار رفته که هر کدام منطق خاصی داشته است . آرایه سرستون در معماری ایران ریشه کهنی دارد. در دخمه های مادی سرستون هایی بر دیواره کنده شده که همانند سرستون های ایونی یونانی هستند. شاید بتوان منطق دست یافتن به این ریخت ها را چنین پنداشت که چون برای سوار کردن و نگهداشتن دو تیر در کنار هم بر بالا و دو سوی یک ستون آنها را با ریسمانی بنام کبال به هم می بسته اند و سپس تخته ای روی  آنها برای بالشتک می گذاشتند این چفت و بست و پیچش ریسمان سرتیرها کم کم دگر گون شده و همانندی چون سرستون ایونی پیدا کرده است. درتخت جمشید این آرایه در چند جا یافت می شود.

همچنین در سرستونهای کله گاوی در گودی پشت آنها سر تیرها جای می گرفته اند و از رانش آنها نیز جلوگیری می شده است . پس هر کدام از این آرایه ها در عین اینکه یک آذین بشمار میرفتند دارای منطق نیارشی هم بوده اند.

آثار معماری پارسی

محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه کوروش، کاخ آپادانا در شوش، مجموعه کاخ های تخت جمشید و آرامگاه های واقع در نقش رستم از نمونه های معماری های این سبک هستند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.